شماره مدرك
21196
شماره راهنما
18163
پديد آورنده
الطيف، انس
عنوان
مطالعهاي در مورد تاثير كاربردهاي هوش مصنوعي در توسعه برنامه درسي و روشهاي ارزيابي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
گرايش تحصيلي
هوش مصنوعي و رباتيك
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
سال دفاع
1405
صفحه شمار
67
توصيفگر ها
پيشبيني عملكرد دانشجويان , يادگيري ماشين , مجموعهداده OULAD , روشهاي تجميعي , مهندسي ويژگي
تاريخ ورود اطلاعات
1405/05/24
كتابنامه
كتابنامه
رشته تحصيلي
مهندسي كامپيوتر
دانشكده
مهندسي برق و كامپيوتر
تاريخ ويرايش اطلاعات
1405/05/25
كد ايرانداك
23242999
چكيده فارسي
پيشبيني عملكرد تحصيلي دانشجويان يكي از مهمترين چالشهاي حوزهي دادهكاوي آموزشي است كه شناسايي زودهنگام دانشجويان در معرض خطر مردودي يا ترك تحصيل را ممكن ساخته و زمينهي مداخلهي بهموقع مؤسسات آموزشي را فراهم ميآورد. در اين پژوهش، مسئلهي پيشبيني وضعيت نهايي دانشجويان (قبولي يا مردودي) بهعنوان يك مسئلهي طبقهبندي دودويي فرمولبندي شده و از مجموعهدادهي تحليل يادگيري دانشگاه آزاد بريتانيا كه شامل اطلاعات جمعيتشناختي، ثبتنامي، نتايج ارزيابيها و لاگهاي تعامل دانشجويان با محيط يادگيري مجازي است، بهره گرفته شده است.
پس از انجام مراحل پيشپردازش دادهها شامل پاكسازي، مديريت مقادير گمشده، ادغام جداول مرتبط و مهندسي ويژگي، هشت الگوريتم يادگيري ماشين شامل رگرسيون لجستيك ، نزديكترين همسايهي Kام، ماشين بردار پشتيبان، درخت تصميم، جنگل تصادفي، گراديان بوستينگ، اكسجيبوست و پرسپترون چندلايه بر روي دادهها اعمال و عملكرد آنها با يكديگر مقايسه گرديد. ارزيابي مدلها با استفاده از معيارهاي دقت ، صحت ، بازيابي و امتيازF1 انجام پذيرفت تا قابليت تعميمپذيري هر مدل بهطور دقيق سنجيده شود. همچنين، بهمنظور بررسي تأثير عدم تعادل كلاسهاي موجود در مجموعهداده بر عملكرد مدلها، تحليلهاي تكميلي صورت گرفت. نتايج اين پژوهش نشان داد كه الگوريتمهاي تركيبي (Ensemble Methods) بهويژه XGBoost، گراديان بوستينگ و جنگل تصادفي، عملكرد برتري نسبت به مدلهاي پايه از خود نشان دادند.
همچنين، نتايج ارزيابي مدلها نشان داد كه الگوريتم XGBoost با دستيابي بهدقت 93 درصد، مقدار Recall برابر با 90 درصد براي كلاس مردودي و امتياز F1 معادل 93 درصد، بهترين عملكرد را در ميان هشت الگوريتم مورد بررسي ارائه داد. پس از آن، الگوريتمهاي جنگل تصادفي و گراديان بوستينگ هر دو با دقت 92 درصد در رتبههاي بعدي قرار گرفتند كه برتري روشهاي مبتني بر تجميع (Ensemble) را نسبت به مدلهاي پايه نشان ميدهد. همچنين، تحليل نتايج بيانگر آن بود كه ويژگيهاي رفتاري دانشجويان در محيط يادگيري مجازي، بهويژه ميزان تعامل با سامانه آموزشي و نتايج ارزيابيهاي مستمر، بيشترين نقش را در پيشبيني وضعيت نهايي دانشجويان ايفا ميكنند. يافتههاي پژوهش نشان ميدهد كه بهرهگيري از الگوريتمهاي يادگيري ماشين، بهويژه مدل XGBoost، ميتواند بهعنوان ابزاري مؤثر براي شناسايي زودهنگام دانشجويان در معرض خطر افت تحصيلي و پشتيباني از تصميمگيريهاي آموزشي مورد استفاده قرار گيرد.
چكيده انگليسي
Predicting student academic performance is a critical challenge in Educational Data Mining (EDM). It enables the early identification of students at risk of academic failure Julyor dropout, thereby facilitating timely interventions by educational institutions. In this research, the prediction of studentsʹ final outcomes (pass or fail) is formulated as a binary classification problem. To this end, the Open University Learning Analytics Dataset (OULAD) is utilized, comprising demographic information, registration records, assessment results, and interaction logs within the Virtual Learning Environment (VLE).
Following comprehensive data preprocessing steps—including data cleaning, missing value imputation, merging relational tables, and feature engineering—eight machine learning algorithms were implemented and comparatively analyzed. These algorithms include Logistic Regression, K-Nearest Neighbors (KNN), Support Vector Machine (SVM), Decision Tree, Random Forest, Gradient Boosting, XGBoost, and Multi-Layer Perceptron (MLP). The models were evaluated using standard metrics, namely Accuracy, Precision, Recall, and F1-Score, to rigorously assess their generalization capabilities.
Furthermore, supplementary analyses were conducted to investigate the impact of class imbalance within the dataset on model performance. The results demonstrated that ensemble methods, particularly XGBoost, Gradient Boosting, and Random Forest, outperformed the baseline models. Additionally, the findings revealed that features related to student interactions with the VLE and continuous assessment scores possess the highest discriminative power in predicting studentsʹ academic trajectories. Finally, the analysis of the trade-off between model complexity and interpretability indicated that highly complex models are not necessarily the optimal choice for practical educational applications; the selection of the final model should ensure a balance between predictive accuracy and the interpretability of results for educational decision-makers.
استاد راهنما
محمدرضا احمدزاده , محمد داورپناه جزي
استاد داور
الهام محمودزاده , مينا اميري