شماره مدرك :
20829
شماره راهنما :
17902
پديد آورنده :
رحماني، مليكا
عنوان :

مدل تعيين برنامه استوار توليد و انتخاب تامين‌كننده و حامل با در نظر گيري مصرف انرژي و انتشار آلاينده در حالت زمان آماده سازي وابسته به توالي

مقطع تحصيلي :
كارشناسي ارشد
گرايش تحصيلي :
بهينه سازي سيستم ها
محل تحصيل :
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
سال دفاع :
1404
صفحه شمار :
دوازده، 107 ص. : مصور، جدول، نمودار
توصيفگر ها :
توالي توليد , عدم قطعيت تقاضا , بهينه‌سازي استوار , الگوريتم فراابتكاري گرگ خاكستري , پايداري زنجيره تأمين , صرف انرژي و آلايندگي , زمان‌بندي توليد , توليد چندمحصوله , اندازه دسته توليد
تاريخ ورود اطلاعات :
1404/10/06
كتابنامه :
كتابنامه
رشته تحصيلي :
مهندسي صنايع
دانشكده :
مهندسي صنايع و سيستم ها
تاريخ ويرايش اطلاعات :
1404/10/06
كد ايرانداك :
23195334
چكيده فارسي :
تعيين اندازه دسته توليد و توالي توليد در مديريت زنجيره تأمين به دليل تأثير مستقيم بر هزينه‌هاي آماده‌سازي و موجودي اهميت زيادي دارد و در سيستم‌هاي چندمحصوله و چندمرحله‌اي مانند كارگاه جرياني، برنامه‌ريزي دقيق آن ضروري است. يكي از چالش‌هاي اصلي در اين حوزه، عدم‌قطعيت تقاضاست كه در اين پژوهش با بهره‌گيري از برنامه‌ريزي استوار مديريت شده تا راهكارهايي مقاوم ارائه شود. همچنين مسائل زيست‌محيطي شامل مصرف انرژي و آلايندگي در مدل لحاظ گرديده تا علاوه بر بهينه‌سازي هزينه‌ها، تصميمات پايدارتري اتخاذ شود. در اين راستا، مدل پيشنهادي يك مدل برنامه‌ريزي عدد صحيح تركيبي است كه متغيرهاي مقدار توليد، توالي، تخصيص منابع و مديريت موجودي را در چند دوره زماني پوشش مي‌دهد و هم‌زمان مصرف انرژي و ميزان آلايندگي را در محيط كارگاه جرياني در نظر مي‌گيرد. نوآوري مدل در آن است كه براي نخستين‌بار تمامي ابعاد كليدي شامل زمان‌بندي كارگاه جرياني، زمان‌هاي آماده‌سازي وابسته به توالي، انتخاب تأمين‌كننده و حامل، عدم‌قطعيت تقاضا، هزينه و مصرف انرژي وابسته به زمان و انتشار آلاينده‌ها را به‌صورت يكپارچه تركيب مي‌كند و بدين ترتيب شكاف موجود در ادبيات را پوشش مي‌دهد. با توجه به NP-hard بودن مسئله، نمونه‌هاي كوچك با استفاده از GAMS و حل‌كننده CPLEX حل شده و براي نمونه‌هاي بزرگ‌تر از الگوريتم گرگ خاكستري در قالب كدنويسي پايتون استفاده شده است. به منظور ارزيابي كيفيت نتايج، پنج روش مختلف براي محاسبه حد پايين مسئله به كار گرفته شده تا دقت و نزديك بودن راه‌حل‌ها به مقدار بهينه سنجيده شود. نتايج نشان مي‌دهد الگوريتم در تمام نمونه‌هاي كوچك به جواب بهينه رسيده و در ساير نمونه‌ها با شكاف كمتر از 1 درصد عملكرد مطلوبي دارد. در مسائل متوسط ميانگين خطاي الگوريتم 1/21% با زمان 33 ثانيه و در مسائل بزرگ ميانگين خطاي 3/21% با زمان 470 ثانيه حاصل شده است كه آن را براي كاربردهاي عملي مناسب مي‌سازد. اين پژوهش نشان مي‌دهد تركيب برنامه‌ريزي استوار و الگوريتم گرگ خاكستري رويكردي كارآمد براي حل مسائل پيچيده توليد تحت عدم‌قطعيت و محدوديت‌هاي زيست‌محيطي است و قابليت استفاده در صنايع مختلف را دارد.
چكيده انگليسي :
Determining production batch size an‎d production sequence is critically important in supply chain management due to its direct impact on cost, inventory, an‎d productivity. In multi-product, multi-stage systems such as flow shop models, precise planning is essential. One of the main challenges in this area is deman‎d uncertainty, which has been managed using robust optimization models to provide resilient an‎d sustainable solutions. Environmental issues such as energy consumption an‎d emissions have also been incorporated into the model to ensure more sustainable decision-making alongside cost optimization. The proposed model, which involves mixed-integer programming including decision variables for production quantity, sequencing, resource allocation, an‎d inventory management over multiple periods, is solved in small-scale instances using GAMS software an‎d the CPLEX solver due to the NP-hard nature of the problem. For larger instances, the Gray Wolf Optimizer (GWO) metaheuristic algorithm is employed. To eva‎luate the quality an‎d accuracy of the algorithm’s results, five different methods for calculating the lower bound of the problem were used, ensuring that the solutions are close to optimal. The results show that the algorithm achieved optimal solutions in all small instances an‎d performed satisfactorily in other instances with a gap of less than 1%. For medium-sized problems, the algorithm achieved an average error of 1.21% with a runtime of 33 seconds, while for large problems, the average error was approximately 3.21% with a runtime of 470 seconds, making it suitable for practical applications. This study demonstrates that the combination of robust optimization an‎d the Gray Wolf Optimizer provides an effective an‎d efficient approach for solving complex production problems under uncertainty an‎d environmental constraints, with broad applicability across various industries facing similar challenges.
استاد راهنما :
مهدي بيجاري
استاد داور :
علي شاهنده نوك آبادي , فرشته پرورش
لينک به اين مدرک :

بازگشت