شماره مدرك
20974
شماره راهنما
2454 دكتري
پديد آورنده
رستمي، داود
عنوان
تحليل اقتصادي، مديريتي و ژنتيكي شاخصهاي سودآوري واحدهاي پرورش گاو شيري استان اصفهان
مقطع تحصيلي
دكتري
گرايش تحصيلي
ژنتيك و اصلاح نژاد
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
سال دفاع
1404
صفحه شمار
117ص
توصيفگر ها
اندازه گله , تحليل عاملي , درآمد مازاد بر هزينه خوراك , سودآوري , قيمتگذاري شير , پارامترهاي ژنتيكي
تاريخ ورود اطلاعات
1405/01/24
كتابنامه
كتابنامه
رشته تحصيلي
علوم دامي
دانشكده
مهندسي كشاورزي
تاريخ ويرايش اطلاعات
1405/01/31
كد ايرانداك
23212944
چكيده فارسي
صنعت پرورش گاو شيري براي افزايش سودآوري به معيارهاي توليدي، اقتصادي و مديريتي وابسته است. هزينه خوراك و درآمد شير بيش از 95% تغييرات سودآوري را تعيين ميكنند، اما قيمتگذاري شير در ايران عمدتاً بر پايه حجم است و كيفيت (چربي و پروتئين) ناديده گرفته ميشود. همچنين، انتخاب ژنتيكي تنها براي افزايش توليد شير، با وجود افزايش كميت، به كاهش باروري و طول عمر اقتصادي و افزايش اختلالات متابوليكي منجر شده است. اين مطالعه با هدف كلي تعيين سطح بهينه توليد شير و اندازه بهينه گله با در نظر گرفتن همزمان شاخصهاي فني، اقتصادي، توليدمثلي و طول عمر در گلههاي گاو شيري هلشتاين استان اصفهان انجام شد. اين تحقيق در سه بخش مجزا طراحي و اجرا گرديد. در بخش اول، با استفاده از 4,637,629 ركورد روزانه شير و اطلاعات خوراك متعلق به 255,804 رأس گاو (1403-1395)، تأثير چهار سناريوي مختلف قيمتگذاري شير (از پايه حجمي تا پيشرفته با لحاظ كيفيت و تركيبات) بر شاخصهاي كليدي سودآوري شامل درآمد مازاد بر هزينه خوراك (IOFC)، نسبت قيمت شير به خوراك (MFPR) و شير تصحيحشده بر اساس پول (MCM) ارزيابي شد. بخش دوم به برآورد فراسنجههاي ژنتيكي 14 صفت شامل شاخصهاي سودآوري، صفات توليدي، توليدمثلي (سن نخستين زايش، فاصله گوسالهزايي، روزهاي باز) و طول عمر (طول عمر توليدي و كل) با استفاده از مدل حيواني و روش حداكثر درستنمايي محدودشده (REML) اختصاص يافت. در بخش سوم، با بهكارگيري روش تحليل مؤلفههاي اصلي (PCA) و چرخش واريماكس، ابعاد دادهها كاهش يافته و چهار عامل اصلي تأثيرگذار (عملكرد توليد، راندمان اقتصادي، ماندگاري و توليدمثل) استخراج شدند. سپس با محاسبه امتياز كلي تركيبي (مجموع وزني امتيازهاي عاملي)، سطح بهينه توليد شير (در بين 6 سطح) و اندازه بهينه گله (در بين 5 اندازه) تعيين گرديد. براساس نتايج بخش اول، سيستم قيمتگذاري كنوني ايران (سناريوي دوم) دامداران را به توليد شير با كيفيت بالا تشويق نميكند و در بهترين حالت، شيرهاي با كيفيت پايينتر نيز سودآور هستند. در مقابل، در سناريوي چهارم (استاندارد بينالمللي: چربي 8/3 درصد و پروتئين 3/3 درصد)، شير درجه يك عليرغم توليد كمتر (1/33 در مقابل 1/40 كيلوگرم)، حدود 53 درصد سودآوري بيشتري نسبت به شير با بدترين كيفيت داشت كه بر ضرورت اصلاح نظام قيمتگذاري تأكيد دارد. همچنين براساس ميانگين 1/21 كيلوگرمي درآمد برابر با هزينه خوراك، پرورشدهندگان گاو شيري در استان اصفهان حدود 52 درصد از درآمد روزانه شير را صرف هزينه خوراك ميكنند. در بخش دوم، وراثتپذيري سود 25/0 و شاخص IOFCmilk (به ازاي 100 كيلوگرم شير) 19/0 برآورد شد. بالاترين همبستگي ژنتيكي با سود مربوط به شاخص IOFCmilk (97/0) بود، در حالي كه همبستگي معنيداري بين توليد شير و سود مشاهده نشد (03/0 r =). بررسي روندهاي ژنتيكي و فنوتيپي طي 22 سال نشان داد كه توليد شير افزايش يافته، اما سودآوري و طول عمر توليدي (از 2/4 به 2/2 سال) كاهش يافته است كه بيانگر پيامدهاي منفي تمركز صرف بر كميت شير است. در بخش سوم، تحليل مؤلفههاي اصلي با كاهش ابعاد دادهها، منجر به استخراج چهار عامل كليدي شامل عملكرد توليد، راندمان اقتصادي، ماندگاري و توليدمثل شد كه در مجموع 86 درصد از واريانس كل را تبيين كردند. بر اساس امتياز كلي تركيبي، گاوهاي با سطح توليد 56 تا 70 كيلوگرم شير در روز و گلههاي با بيش از 500 رأس بهعنوان سطوح بهينه تعيين شدند. اين گروهها عليرغم عملكرد ضعيفتر در توليدمثل، بهدليل وزن بالاي عوامل عملكرد توليد و راندمان اقتصادي در شاخص كلي، بهترين عملكرد را داشتند. در مجموع، نتايج اين پژوهش بهوضوح نشان ميدهد كه سياستگذاريهاي هدفمند در نظام قيمتگذاري شير (با تأكيد بر كيفيت و تركيبات) و بازنگري در شاخصهاي انتخاب ژنتيكي (با گنجاندن معيارهاي سودمحور نظير IOFCmilk)، از الزامات اساسي براي دستيابي به توليد پايدار و بهبود سودآوري در گلههاي شيري كشور است. ادغام اين رويكردها ميتواند ضمن افزايش بهرهوري اقتصادي، به ارتقاي سلامت گله و امنيت غذايي پايدار منجر شود.
چكيده انگليسي
This study aimed to determine the optimal milk production level and herd size in Holstein dairy farms in Isfahan province by simultaneously evaluating technical, economic, reproductive, and longevity indicators. The research included three sections. First, using over 4.6 million daily milk records from 255,804 cows (2014–2022), four milk‑pricing scenarios—ranging from volume-based to component‑inclusive—were assessed for their effects on profitability measures (IOFC, MFPR, MCM). Results showed that Iran’s current volume‑based pricing does not reward milk quality, while an international standard pricing model made high‑quality Grade‑A milk about 53% more profitable despite lower yield, highlighting the need for pricing reform.In the second section, genetic parameters for 14 traits were estimated using an animal model (REML). Profit heritability was 0.25, IOFCmilk heritability 0.19, and IOFCmilk showed the strongest genetic correlation with profit (0.97). Milk yield had no meaningful genetic correlation with profit (r = 0.03). Long‑term trends revealed rising milk yield but declining profitability and productive life, demonstrating the drawbacks of selection focused solely on yield. In the third section, PCA with Varimax rotation identified four major factors—production performance, economic efficiency, longevity, and reproduction—explaining 86% of total variance. Based on a composite overall score, cows producing 56–70 kg/day and herds larger than 500 head were optimal, performing best economically despite weaker reproductive traits. Overall, the findings show that improving profitability and sustainability in Iran’s dairy sector requires quality‑based milk pricing and genetic selection indices that emphasize profit‑oriented traits such as IOFCmilk. These changes can enhance economic efficiency, herd health, and long‑term sustainability.
استاد راهنما
عباس پاكدل
استاد مشاور
علي صادقي سفيدمزگي , ابراهيم قاسمي
استاد داور
محمد رزم كبير , عباس رجائي راد , ابوذر سورني