شماره مدرك
20978
شماره راهنما
18013
پديد آورنده
ابراهيمي، فاطمه
عنوان
يك رويكرد نظريه بازي براي قيمتگذاري و تعيين سطح فناوري در زنجيرهتأمين با در نظرگرفتن اينترنت اشيا و واقعيت افزوده
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
گرايش تحصيلي
روشهاي بهينهسازي
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
سال دفاع
1404
صفحه شمار
دوازده، 103ص.
توصيفگر ها
اينترنت اشيا , واقعيت افزوده , نرخ كميسيون , سياست انحصار در پلتفرم , نظريه بازي , قيمتگذاري , تامين كننده فناوري اطلاعات و ارتباطات
تاريخ ورود اطلاعات
1405/02/02
كتابنامه
كتابنامه
رشته تحصيلي
مهندسي صنايع
دانشكده
مهندسي صنايع و سيستم ها
تاريخ ويرايش اطلاعات
1405/02/02
كد ايرانداك
23215146
چكيده فارسي
در عصر تحول ديجيتال، فناوريهايي نظير اينترنت اشيا و واقعيت افزوده بهعنوان محركهاي اصلي نوآوري در بازاريابي، مديريت كانالهاي فروش و قيمتگذاري شناخته ميشوند. با اين حال، با وجود گسترش پژوهشها در حوزه ديجيتاليسازي زنجيرهتأمين و پلتفرمهاي فروش، همچنان خلأ مهمي در تحليل اثر همزمان اين فناوريها در حضور تأمينكننده فناوري اطلاعات و ارتباطات وجود دارد و در اغلب مطالعات پيشين، نرخ كميسيون پلتفرمها ثابت در نظر گرفته شده و تأثير عوامل بر آن ناديده گرفته شده است. بهويژه متغيرهايي نظير مدت زمان تحويل توليدكننده، درصد رضايت مشتريان و تنوع توليد كه ميتوانند بر تقاضا و قدرت چانهزني اثرگذار باشند، در تعامل با فناوريهاي اينترنت اشيا و واقعيت افزوده بهصورت يكپارچه مدلسازي نشدهاند. پژوهش حاضر با هدف پر كردن اين شكافها طراحي شده است. اين تحقيق شامل دو مسئله تصميمگيري مرتبط است. در مسئله نخست، يك زنجيرهتأمين شامل توليدكننده، خردهفروش و تأمينكننده فناوري اطلاعات و ارتباطات با دو كانال فروش مدلسازي شده است. خردهفروش درباره سطح بهكارگيري اينترنت اشيا و واقعيت افزوده تصميم ميگيرد، تأمينكننده سطوح مختلف فناوري را با قيمتهاي متفاوت عرضه ميكند و توليدكننده در صورت ناهمترازي سطح فناوريها، سازوكار جريمه اعمال ميكند. نتايج نشان ميدهد رابطهاي غيرخطي ميان هزينه فناوري، شدت جريمه و سود بازيگران وجود دارد؛ بهگونهاي كه تغيير در اين پارامترها ميتواند ترتيب برتري سناريوها را تغيير دهد. همچنين مشخص شد كه در سطوح پايين هزينه فناوري، بهكارگيري همزمان اينترنت اشيا و واقعيت افزوده منجر به افزايش سود كل زنجيره ميشود، اما در سطوح بالاي هزينه يا جريمه، توزيع سود به نفع بازيگر رهبر تغيير ميكند. در مسئله دوم، رقابت ميان دو پلتفرم فروش با ساختارهاي متفاوت بررسي شده است. پلتفرم اول سياست انحصاري اتخاذ كرده و در صورت همكاري انحصاري توليدكننده، تبليغات ارائه ميدهد؛ در غير اين صورت جريمهاي ثابت دريافت ميكند. اين مسئله در چهار سناريو و با وابسته بودن نرخ كميسيون تحليل شده است؛ نتايج نشان ميدهد واقعيت افزوده اثري دوگانه دارد: از يك سو تقاضا و تمايل به پرداخت را افزايش ميدهد و از سوي ديگر رقابت را تشديد كرده و ميتواند نرخ كميسيون تعادلي را كاهش دهد. همچنين مشخص شد كه كاهش زمان تحويل و افزايش رضايت و تنوع توليد، قدرت چانهزني توليدكننده را تقويت كرده و در برخي شرايط ساختار انحصاري را از حالت بهينه خارج ميكند. بهطور كلي، اين پژوهش نشان ميدهد تصميمات مربوط به ديجيتاليسازي، سياستهاي جريمه و ساختار كميسيون بهشدت به يكديگر وابستهاند و تحليل جداگانه آنها ميتواند به نتايج گمراهكننده منجر شود.
چكيده انگليسي
In the era of digital transformation, technologies such as the Internet of Things and Augmented Reality are recognized as key drivers of innovation in marketing, channel management, and pricing strategies. Despite extensive research on supply chain digitalization and platform-based markets, limited attention has been paid to the simultaneous effects of these technologies in the presence of an Information and Communication Technology provider, particularly when platform commission rates are treated as endogenous rather than fixed. Moreover, operational and behavioral factors such as manufacturer delivery time, customer satisfaction, and product variety have rarely been integrated with IoT and AR adoption within a unified analytical framework. This study addresses these gaps through two related decision-making problems. In the first, a supply chain consisting of a manufacturer, a retailer, and an ICT provider operating through two sales channels is modeled, where technology adoption levels, pricing, and penalty mechanisms interact strategically. The results reveal nonlinear relationships between technology costs, penalty intensity, and profit distribution, showing that simultaneous adoption of IoT and AR increases total supply chain profit at low cost levels but shifts profit toward the leader when costs or penalties rise. The second problem examines competition between two platforms with different governance structures under an endogenous commission rate. One platform applies an exclusivity policy with advertising support or penalties, and four scenarios are analyzed. Findings show that AR both increases demand and intensifies competition, potentially lowering equilibrium commission rates, while shorter delivery times, higher satisfaction, and greater product variety enhance manufacturer bargaining power and may render exclusivity suboptimal. Overall, the study demonstrates the strong interdependence among digitalization, penalty policies, and commission structures, offering managerial insights for optimal pricing, commission, and technology investment decisions.
استاد راهنما
حسين خسروشاهي , مرتضي راستي برزكي
استاد داور
رضا حجازي طاقانكي , پريسا عصارزادگان